چاكراي شش مركز قدرت هاي فراحسي بشر است. بسياري از رؤيت هاي
ماورايي(شهود) و دريافت هاي قوق حسي از اين طريق رخ مي دهد. عامل
ارتباط با بعد ماوراء و سرآغاز وصل به جهان هاي ديگر آجناست. به
كمك اين چاكرا مي توان به مكان ها و زمان هاي ديگر تا لامكان
سفر نمود.
«گشت بيدار چشم دل چو مرا / عالم از پيش جسم و جان
برخاست» (عراقي)
كانال ارتباط ميان ذهن خودآگاه و ضمير ناخودآگاه ، چشم سوم
است. آگاهي انسان در سه وجه خودآگاه، ناخودآگاه و فوق آگاه تشكيل
شده است. خودآگاه ما كنترل كننده ي ادراکات فراحسی اعمال ارادي
ماست و دائم در حال تجزيه و تحليل و پردازش است.
مكان دريافت ادراكات فراحسي (Entra Sensory Perception) چشم
بصيرت است. چشم سوم حساسيت ماورايي و احساسات برتر را در وجود
ما افزايش مي دهد. برخي از اين ادراكات در خواب به عنوان روياهاي
صادقه به ما انتقال مي يابد. خوابهاي راستيني كه به حقيقت مي
پيوندند نتيجه ي صدق و راستي و درستكاري فرد است و اين صداقت
مستقيما بر چشم سوم اثر مثبت دارد. به طور كلي دريافت پيام هاي
حسي و تحريكات ماورايي به وسيله ي گيرنده هاي برتر است. همه ي
ما در دريايي از انرژي افكار و عواطف يكديگر قرار داريم و قادر
به دريافت پيام هاي فراحسي ديگران مي باشيم . به واسطه ي نيروي
چشم سوم(حس ششم) تشخيص ارتعاشات برتر، لطيف و تأثيرات پنهان
صورت مي گيرد. افرادي كه قادرند اين توانايي را به ذهن خودآگاه
وارد كنند « روشن بين » ناميده مي شوند. چنانچه به خوبي قادر به
دريافت اين ادراكات باشيم، به راحتي به سرچشمه ي اطلاعات مي
رسيم. دريافت ادراكات فراحسي گوناگون توسط ضمير ناخودآگاه صورت
مي گيرد كه اين بخش از ذهن در ارتباط كامل با آجناست. اشكال در
انرژي هاي چاكراي شش مانع دريافت اين محركات ماورايي است.