عارف در مراقبات خود چهار مرحله را طی می کند:

1- خود را سرچشمه ی تمام افعال و صفات وعملکرد خود را مبتنی بر ادراکات خود می داند.

2- آرام آرام هر چه را که احساس و درک می کند مستند به خدای یگانه می داند.

3- در این مرحله عالم را در برگیرنده ی موجوداتی می داند که به قدر خویش نمایانگر وجود خداوند هستند. «ماسمیعیم و بصیریم و هشیم/ با شما نامحرمان ما خامشیم.»

4- در این مرحله همه چیز را قائم به ذات خداوند دیده و یکسره وجود و هستی خود را در ذات پروردگار گم می کند.

طی کردن این مراحل با مراقبه بر خود که ابتدا به صورت توجه بر افکار و اعمال و گفتار است آغاز می شود. پس از آن ,پرداختن به امور بیهوده را رها کرده و سپس به درجه ای می رسد که خداوند را ناظر بر اعمال خود می داند. در آخر آنچه غیر خداست از وجود وی دور شده و فقط خدا در حوزه ی وجود او حضور دارد.

مراقبۀ عارفانه، فرد را همیشه در حضور الهی حاضر می نماید و از طریق جذبه های الهی، والاترین وحدت روحانی حاصل می شود. این کار اغلب به وسیله ی اذکار اسماءالله آن هم به شکل آمیخته شدن با وجود اتفاق می افتد که: «هرکه را دوست دارم ذکر خود را الهامش می کنم» و بدینگونه فرد همیشه در حال پرستش و عبادت خداوند است.

مديتيشن به رهایی و سپردن خود به دست امواج دریا و مراقبه، به درنوردیدن دریا با قایق، تشبیه می شود (ابزار مراقبه) که هر دو شیوه ، حوزه ی انرژی انسان را به سوی نور و روشنایی می گشایند.

بازگشت»