ما در متافیزیک از برترین و متعالی ترین بخش وجود سخن می گوییم. متافیزیک گوهر اصیل دریای وجود است. متافیزیک را می توان به چشم انداز وسیعی از نور و آگاهی تشبیه نمود که سراسر وجود خاکی انسان را جلا می بخشد. متافیزیک به انسان فرصت می دهد تا ماورای فکر و اندیشه و روز مرگی پرواز کند و انسانی که غرق در ماورای طبیعت است ، روحی متعالی است که در خاکدان حیات است اما ریشه در عالم معنا دارد. ریشه در ملکوت و نور.

متافیزیک، «من لم یذق لم یدرک» است که هر که چشید رهایش نمی کند و هر که نچشیده هرگز تصور زیبایی آن را ندارد.

متافیزیک همان ارجعی الی رب است. ارجعی الی رب (بازگشت به سوی پروردگار) در رهایی از افکار وهم آلود و پریشانی های روزمره اتفاق می افتد. حضرت مولانا، شنیدن خطاب ارجعیِ خداوند را در صورت توجه به حواس برتر امکان پذیر می داند و متافیزیک یعنی ماوراء حواس پنجگانه.

«سهروردي» در مورد حواس دروني، لذات باطني و شناخت ، چنين مي گويد: «دانستن حقيقت، مستلزم عملكرد حواس دروني است و لذات عالم تجرد(ماوراء) كه از طريق حواس دروني به دست مي آيد چنان عظيم است كه خودِ باطني مي خواهد از شدت ذوق جامه بردرد.»

ما در جهان ماده و محسوسات ظاهري ، چندگاهي زندگي مي كنيم ، اما تمام وجودمان متعلق به جهان هاي ديگر و بزرگتريست بنابراين جهان روح و بطوني دارد كه ماوراء حواس بشر است. حضرت مولانا در اين خصوص مي فرمايد:
غيب را ابري و آبي ديگرست آسمان و آفتابي ديگرست
نايد آن الا كه بر خاصان پديد باقيان في لبس من خلقي جديد
 

برو به صفحه  1  2  3  4  بعدی >>  از این مطلب